....الهي تو بميري من نميرم
....سر قبرت بيام پارتي بگيرم
...الهي سرخك و اوريون بگيري
....تب مالت و بلاي جون بگيري
....الهي از سرت تا پات فلج شه
.... كمرت بشكنه دستت قلم شه
....الهي حصبه و ام اس بگيري
....سر راه بيمارستان بميري
.....الهي كور بشي چشمات نبينه
....بميري گم بشي حقت همينه
.....الهي آسم نوع آ بگيري
....هنوز كه زنده اي پس كي ميميري؟
....الهي همسر ايدزي بگيري
-----------------------------------
دوست داشتم جيگرتو بخورم. اما حيف بايد تا عيد قربان سال ديگه صبر كنم !
-------------------------------------
طبق آخرين مصوبه وزارت دادگستري . خل بودن جرم نيست . ازادانه به كارت برس !
--------------------------------------
مي دونيد كه اولبن بار كه ادم حوا رو ديد بهش چي گفت ؟ گفت : ايوووووو چه خانم با شخصيتي ! با من ازدواج مي كندهده ؟
----------------------------------------
لرزش صدات .برق نگات . طش قلبت . نفسهاي تندت و عرقي كه رو يشونيت نشسته . همه گوياي يك چيزه :................................... تيروئيدت ركاره برو دكتر !
---------------------------------
قلب من . دل من . خون تو رگهاي من . نفس من جيگر من . خلاصه .... همه وجودم درد مي كنه . بايد برم دكتر ببينم چرا اينطوري شدم !
--------------------------------
اگه منو دوست داري كه هيچ چ چ چ چ ... اما اگه نداري ........ تو غللللط مي كني !
--------------------------------
....
......
.......
فضول اگه چيزي مي خواستم بنويسم بگم همون بالا مي گفتم
--------------------------------------
جواد ترين اس ام اس لاو ???? : لاستيك دلمو را با ميخ نگاهت پنچر نكن !
تو كه درخت زندگي من هستي كه الاغم را به آن مي بندم
------------------------------------
ورژن اول : رفتم دم گل فروشي هر چي گشتم قشنگ ترين گل رو نديدم نگرانت شدم .
ورژن دوم : رفتم دم گل فروشي هر چي گشتم قشنگ ترين گلم رو نديدم . آخه گوشفند ! چرا اون گل رو خوردي ؟
--------------------------------
---------------------------
مي خواي با سه شماره هيبنوتيزمت كنم و بگم چه جور آدمي هستي ؟ خوب پس با ? شماره آروم چشمات رو ببند : .... ?...... ?.......?.......
...................................................هنوز كه چشمات بازه؟.................
...................................................مي گم چشماتو ببند !................
..................................................چرا زير چشمينگاه مي كني ؟.....
.............................................. اصلا نيازي به هيپنوتيزم نيست
هر خري مي فهمه چه قدر فضولي
------------------------------------
+- +- +- +- +- +-
+- +- +- +- +- +-
+- +- +- +- +- +-
بشين جمع ومنها كن ببين چندمين باره سر كار رفتي ؟
--------------
-------------
--------------
به دليل ايام سوگواري از گفتن اين جك معذوريم
-------------------------------------
سريع ترين دوربين جهان اختراع شد . اين دوربين مي تونه از خانوم ها در لحظه اي كه دهانشون بسته است عكس بگيره !
....بفهمي كه داري از ايدز ميميري

با سلام
این عکس خودمه گذاشتم تا عاشقان حال کنند
اگه حال کردی نظر بده
مصاحبه اي با مصطفي زماني
شما چند سال داريد و اهل كجاييد؟
24سال واهل فريدون كنار هستم.
چرا در سريال اينقدر چهره تان را عوض كرده اند؟
نظر كارگردان اين بود. وقتي به من گفتند كه انتخاب شدم تصور كردم به خاطر رنگ
چشم هايم مرا قبول كردند در حالي كه كارگردان تست گريم من را با لنز قهوه اي
پسنديده بود.مو وچشم هايم را تيره كرده اند تا به چهره ام معصوميت ببخشند.
براي انتخاب يوسف هر روز اخبار مختلفي منتشر مي شد يادتان هست از بين چند
كانديدا براي اين نقش انتخاب شديد؟
اطلاع داشتم براي فيلم يوسف تست مي گيرند حتي يك بار از جلوي دفتري كه
تست ميدهند رد شدم اما نرفتم تست بدهم.هفته بعد يكي از دوستانم عكس مرا به
اقاي سلحشور نشان داده بود و با پيشنهاد او7ارديبهشت 83اولين تست را دادم و3
روز بعد دو تا از سكانس هاي سريال را از من تست گرفتند كه بعدها فهميدم سخت
ترين سكانس ها بوده است.پس از يك ماه،تست گريم دادم بعد با من قرارداد
بستند با اين شرط كه اگر كانديداي بهتري پيدا شد، با نظر كارگردان من كنار بروم.تا
انجا كه اطلاع دارم از حدود 3هزار نفر تست گرفتند و زماني كه من را انتخاب كردند ،
گفتند تنها كانديدايي هستي كه روي ان اتفاق نظر دارند.از تاريخ عقد قرارداد يعني
تيرماه83تا شروع فيلمبرداري در اوايل بهمن همان سال، شرايط بسيار سختي
داشتم.برخي عوامل اصلي كار سعي در انتخاب يكي از بازيگران حرفه اي
داشتند.حتي مدتي دنبال يك بازيگر خارجي گشتند. ولي همه ي ما مي دانيم كه تجربه
ساخت فيلم مصائب مسيح توسط مل گيبسون ثابت كرد ايفاگر نقش پيامبر بايد يك
بازيگر ناشناخته باشد.
دستمزدتان چقدر بود؟
(باخنده) اين مسايل را نمي توانم بگويم ولي رقم زيادي نبود.
چند بار فيلمنامه را خوانده ايد؟
حدود13بار
در اين زمينه مطالعه ي ديني هم داشتيد؟
مطالعه ي ديني زيادي نداشتم.اما كتاب هاي مختلفي خواندم از جمله خود قران
پيش از شروع فيلمبرداري چقدرتمرين داشتيد ؟
در مدت 6ماه قبل از فيلمبرداري، 2تا معلم بازيگري و1مربي سواركاري به صورت
خصوصي داشتم.اقاي داوود دانشور يكي از استادان بازيگري ام بو كه من اشنايي
باتئوري سينما را مديون او هستم.شمشير بازي را هم با خود كارگردان تمرين
كرديم.
اولين صحنه اي كه بازي كرديد كدام صحنه بود؟ اولين صحنه داخلي زندان بود كه
خبري براي من مي اورند مبني بر اينكه زليخا دستور داده شما را شكنجه كنند .اين
اولين پلاني بود كه بازي كردم.
بازيگر نقش كودكي يوسف هم با شما نسبت فاميلي دارد . او چگونه انتخاب شد؟
بله، پسر عمه ي من است . پس از حدود2سال همديگر را در يك مجلس عروسي
ديديم و من حس كردم ان معصوميتي كه اينها دنبالش هستند در چهره ي او هست.
همان جا چند تا ديالوگ به او دادم كه خيلي خوب جواب داد و گفت بازيگر اول
استان مازندران بوده است. به اين ترتيب او را معرفي كردم و با تستي كه از او
گرفتند ، ظرف3روز جلوي دوربين رفت.
پيش از بازيگري در اين فيلم مشغول چه كاري بودي؟
در رشته مديريت صنعتي مشغول تحصيل بودم